LoVe
جملات و شعرهای عاشقانه
با تو آغاز نکردم که روزی به پایان برسانم. با تو عهد نبستم که روزی عهدم را بشکنم. همسفرت نشدم که روزی رفیق نیمه راهت شوم. همسنفت نشدم که روزی عطر نفسهایم را از تو دریغ کنم. و با یاد تو زندگی نمیکنم که روزی فراموشت کنم. با تو آغاز کردم که دیگر به پایان نیندیشم. عاشقت شدم که عاشقانه به عشق تو زندگی کنم. با تو عهد بستم که با تو تا آخرین نفس بمانم. همسفرت شدم که تا پایان راه زندگی با هم باشیم. همسنفست شدم که با عطر نفسهایت زنده بمانم. و با یادت زندگی میکنم که همانا با یادت زندگی برایم زیباست. همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ، از آغاز تا به امروز عاشقانه با تو مانده ام ای همسفر من در جاده های نفسگیر زندگی. اگر در کنار من نباشی با یادت زندگی میکنم ، آن لحظه نیز که در کنارمی با گرمی دستهایت و نگاه به آن چشمان زیباست زنده ام. ای همنفس من بدون تو این زندگی بی نفس است ، عاشق شدن برایم هوس است و مطمئن باش این دنیا برایم قفس است. با تو آغاز کرده ام که عاشقانه در دشت عشق طلوع کنم ، طلوعی که با تو غروبی را نخواهد داشت. و همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ، لحظه هایی سرشار از عشق و محبت. با تو بودن را میخواهم نه برای فرداهای بی تو بودن. با تو بودن را میخواهم برای فرداهای در کنار تو بودن. با تو بودن را میخواهم برای فرداهای عاشقانه تر از امروز. کـــو ر بــاش بانـــو ... نـگاه کـه مـی کنـی، مـی
گوینــد: نـخ داد! عـبوس بــاش بانــــو ... لبــخند کـه مـیزنـی، مـی
گـوینــد: پـا داد! لال بــاش بانــــو ... حـرف کـه مـی
زنـی، مـی گوینــد: جـلوه فـروخـت!
شـاید دسـت از سـرمان
بردارنـد ... شـــــاید !!! بانو ... زیادی خوب که باشی برایشان عادی میشوی تکراری میشوی! تاریخ انقضایت زود سر خواهد آمد ... مهرت وفایت نجابتت خوبی ات وظیفه خواهد شد ... بیشتر از آنچه که تصور میکنی دوستت دارم و بیشتر از آنچه باور داری عاشق توهستم بیشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بیشتر از هر دیوانه ای مجنون تو هستم. عزیزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگی برایم مفهومی دوستت دارم چونکه میدانم تو نیز مرا دوست میداری ، دوستت دارم چونکه مرا باور داری و مرا لایق آن قلب پر از محبتت میدانی! تنها آرزویم این است که تا آخرین لحظه زندگی ام در کنارتو باشم و جز این از خدای خویش هیچ آرزویی را ندارم عزیزم این قلب کوچک و شکسته و پر از عشق من تنها هدیه ای است از تمام دنیا تنها همین قلب کوچک را دارم ، همین و بس! عزیزم تا پایان با تو می مانم چونکه تنها تو هستی که آموختی که عشق یعنی تا پایان زندگی ماندن و تا پایان زندگی دوست داشتن! عزیزم به جز تو کسی برای من دوست داشتنی نیست و هر جای دنیا که هستی بدان که من به انتظار تو می مانم تا تو را ببینم و در آغوش خود بفشارم! عزیزم دنیا خیلی بزرگ است ، این دنیا پر از عاشق و معشوق است ، عزیزم تو دومین قبله عبادت منی و در همه لحظه ها بعد از خدا تو را عبادت میکنم! عزیزم بدون تو ،جایی در این دنیای بزرگ ندارم ، و تنهاتر از من دیگر تنهایی نیست! تو همان دنیای منی عزیزم ، به هر زیبایی های این دنیا که می نگرم تو را میبینم . دوستت دارم عزیزم خیلی دوستت دارم ، آنقدر دوستت دارم که دیگر هیچگونه جای ابرازی برای آن نیست! مستم از این عشق تو ، و پریشانم از غصه های تو و گریانم از اشکهای تو! با تو پر از امیدم ، و رنگ خوشبختی را خوش رنگ از گذشته می بینم با تو قلب من خوشبخت ترین قلب دنیاست ، با تو این دنیا برایم همان بهشت است! عزیزم دوستت دارم … چون که در میان اینهمه عاشقان توتوانستی بمانی با قلبم ، بسازی با احساسم و درک کنی زندگی ام را ! عزیزم دوستت دارم… چون که این قلب کوچک و پر از عشق مرا اینبار با فریاد ، با چشمهای گریان ، با قلبی عاشق ، با اراده و با احساسی پرا از دوست داشتن میگویم که دوستت دارم تا همه عاشقان فریاد مرا بشنوند و مقایسه سپندارمذگان و ولنتاین 1-شباهت بارز این دو روز بزرگ در ابراز عشق و علاقه
معشوقین به هم است. و اینکه دختر و پسر ( یا زن و مرد ) در این روز به هم هدیه می
دهند.
2-چیز جالبی دیگری که در این دو روز هست اینکه اختلاف
این دو روز باهم حدود 4 روز است. 3-روز سپندارمذگان روز زن و حکمرانی زنان روی زمین هست
و در این روز آقایون به خانم ها هدیه می دهند. ولی در روز ولنتاین در اصل خانم ها
به آقایون هدیه می دهند. 4-و اینطور که به نظر می رسد روز سپندارمذگان از قدمت
بیشتری برخوردار است. چون این جشن برای زردتشتیان است ، در صورتی که ولنتاین یک
فرد مسیحی بود . و همانطور که همه می دانیم دین زردتشت خیلی قدیمی تر از مسیحیت
است. 5-یک چیز خیلی جالبی که در این جشن هست اینکه اگر به
تاریخ سپندارمذگان، بنا به گاه شمار پیشین
زردشتی روز پنجم از آغاز اسفند را ایرانیان جشن می گرفتند. به عدد 5 ( در زبان
فارسی )یه توجه بکنین ، شبیه یه دل کوچک مـے شَـود قـشــــآع … دهـــخـــدآ را مـے شِــنــآسـے ؟؟!! لُــغَـتــــ نـآمِـــﮧ اَش را کـﮧ بــآز کــردم نِــوشـتـــﮧ بـــود : قـشـــآع : دردے کــ ـﮧ آدم را از درمــــآن مـایــوس مـے کـنـــــ ـد !!!
مقدس ترین
نجیبترین
باتقواترین
مهربانترین
باگذشت ترین
نورانی ترین
وفادارترین
شیرمرد عالم هستی ، به تک تک مردان مبارک.
عاشقت نشدم که روزی از عشق خسته شوم.
پس ای عزیز راه دورم با من باش ، در کنارم باش و تا ابد همسفرم باش.


جز تاریکی و سیاهی ندارد!
از طرف من به تو!
معنای واقعی عشق را به من ابراز کردی و آموختی!
به جز تو کسی لایق این قلب بی طاقت من نیست
هر جای دنیا که هستی بدان که در این دنیای بزرگ
کسی هست که عاشق و دیوانه تو می باشد !
پر از لیلی و مجنون است، اما همه عاشقان یک سو ،
و من و تو نیز یک سوی دیگریم!
در قلبت طلسم کرده ای و نگذاشتی هیچ کس دیگر قلب مرا از تو بگیرد !
به من بنگرند و شرمنده شوند!

یکـــــــ حبه قنــــــد ،
درفنجـــان قهـــوه ی تلخـــــــ ..
شیرین نمیشـــود ..
دو حبه قنــــد ،
در فنجـــــان قهــــــوه ی تلخـــــــــ ..
شیرین نمیشــــود ..
سه حبـــه ، چهار ، پنج ..
.
.
اصلاً تو بگــو یک دنیـــــــــا قنـــد ،
در این دنیای تلخــــــــ ،
نه ..
اگـــر تــو نباشــــی فالِ این زندگــــــــــی ،
شیرین نمیشـــــود … !
